ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
19
معجم الأدباء ( فارسي )
إن الجواهر درّها و نضارها * هنّ الفداء لجوهر الآداب ابو صالح هروى گفت : عبد الله بن مبارك مىگفت : براى حديث چهل هزار هزينه كردم و براى ادب شصت هزار ، اى كاش آنچه را براى حديث هزينه كرده بودم براى ادب هزينه مىكردم . گفتند چگونه ؟ گفت : نصارى كافر شدند كه يك حرف مشدّد را بدون تشديد خواندند . يعنى يا عيسى ولّدتك من عذراء بتول را ولدتك ، بدون تشديد ، خواندند ( در صورت اول معنى چنين است كه اى عيسى من تو را از دوشيزهاى متولد ساختم و در صورت دوم چنين است كه من تو را زادم ) [ 1 ] و ديگرى گويد [ 2 ] . من كان مفتخرا بالمال و النسب * فإنّما فخرنا بالعلم و الأدب لا خير في رجل حرّ بلا أدب * لا ، لا ، و إن كان منسوبا إلى العرب از خليل بن احمد آوردهاند كه مىگفت : اگر خواهى براى خود علم فراگيرى از هر چيز اندكى فراهم آور و اگر خواهى در علم سرآمد گردى به يك راه برو يعنى در يك علم تخصص بجوى . ازاينرو ، شعبى مىگفت : فقط كسى كه در يك فن مهارت يافته بود بر من غلبه مىيافت . و گويند : آنكه سرورى خواهد بايد كه از چهار چيز بهره جويد : علم و ادب و عفت و امانت . شاعرى گويد [ 3 ] : كم من خسيس وضيع القدر ليس له * في العزّ أصل و لا ينمى إلى حسب قد صار بالأدب المحمود ذا شرف * عال و ذا حسب محض و ذا نسب بزرجمهر گويد [ 4 ] - هر كه ادبش بيش است شرفش بيش است هر چند وضيع بود و آوازهاش رساتر بود ، هر چند گمنام بود و سرورى يابد هر چند غريب بود و مردم را به دو
--> [ 1 ] بنگريد به روضة العقلاء : 221 - 222 . در آن جا قصه از اصمعى نقل شده . [ 2 ] حاصل معنى : هر كه را افتخار به مال و نسب باشد ، فخر ما به علم و ادب است . آزاد مردى كه در او ادب نبود خيرى در او نيست ، هر چند كه به عرب منتسب باشد . [ 3 ] اين دو بيت در غرر الخصائص : 144 آمده است ، حاصل معنى آن چنين است : چه بسا مردم فرومايه و پست كه آنان را نه ريشهاى در عزت بود و نه صاحب حسب بودند ولى به پايمردى ادب پسنديده صاحب شرافتى عالى و حسب و نسبى و الا گرديدند . [ 4 ] سخن بزرگمهر در غرر الخصائص : 144 آمده است ولى در لباب الآداب : 233 و در عين الادب و السياسة : 127 ، آن را بزرگمهر نسبت نداده است .